الشيخ محمود الشبستري
24
گلشن راز ( فارسى )
به هر جزوى ز خاك ار بنگرى راست * هزاران آدم اندر وى هويداست به اعضا پشهاى هم چند پيل است * در اسما قطرهيى مانند نيل است دل هر حبّهاى صد خرمن آمد * جهانى در دل يك ارزن آمد به پرّ پشّهاى در ، جاى جانى * درون نقطه چشم آسمانى بدان خردى كه آمد حبّهء دل * خداوند دو عالم راست منزل در و در جمع گشته هر دو عالم * گهى ابليس گردد گاه آدم ببين عالم همه در هم سرشته * ملك در ديو و شيطان در فرشته همه با هم بهم چون دانه و بر * ز كافر مؤمن و مؤمن ز كافر بهم جمع آمده در نقطه حال * همه دور زمان روز و مه و سال ازل عين ابد افتاد با هم * نزول عيسى و ايجاد آدم ز هر يك نقطه زين دور مسلسل * هزاران شكل مىگردد مشكّل ز هر يك نقطه دورى گشته داير * هم او مركز هم او در دور ساير